خطا
  • JUser: :_بارگذاری :نمی توان کاربر را با این شناسه بارگذاری کرد: 44

به تبعیت از خود استاد كه برای مفاهیم و درس های مختلف از تمثیل ها و داستانها استفاده می كند باز هم برای شرح وضعیت امروز مثالهایی می زنم.
داستانی كه این روزها در بارۀ استاد مطرح است این است كه بعضی می گویند استاد معدن جواهرات است و برای اثبات نظر خود تجربه ها، دیده ها، دریافتها ، شنیده ها و مستندات و شواهد فراوان دارند . بعضی از آنها جواهراتی در كیف ها و جیب ها و خانه هایشان دارند و می گویند آن را از آن معدن برداشت كرده اند.

عده ای می گویند معدن جواهراتی در كار نیست بلكه آن فقط یك معدن سنگ معمولی است و هیچ چیز خاصی هم ندارد . چند نفر هم كه در همۀ این دنیا به بدبینی های جنون آمیز و چشم گل آلود و معیوب معروف اند می گویند او حتی معدن سنگ هم نیست بلكه یك معدن سنگ های اورانیوم است ، به آن نزدیك نشوید چون تشعشعات رادیواكتیو آن ممكن است همۀ شما را بكشد. آنجا یك جای بسیار خطرناك است . از آنجا دوری كنید . آنجا همۀ‌ شما می میرید. بعد كه به آنها جواهرات مختلف ، الماس ها و مرواریدها، زمردها و یاقوتهای بسیار گرانبها و كم یاب را نشان می دهی می گویند اینها همه دروغ است. شما توهم زده شده اید ، شما فریب خورده اید . بعد جواهرات را در دست می گیریم آن را با دقیق ترین و قویترین سنگ محك ها محك می زنیم و می بینیم بله این ها همه جواهرات ناب و تمام عیار است ،اما آنها درِ گوش خود را می گیرند و فقط داد می زنند اینها همه دروغ است .بعد از مدتی وقتی اینها می بینند كه انكار این همه جواهرات و این درختی كه میوه های آن ،قیمتی ترین و بزرگترین جواهرات این دنیاست ، كاری بسیار مسخره و متناقض است ، می گویند قبول داریم كه آنجا معدن جواهرات است و آن درخت هم استثنایی است و میوه هایش جواهرات است اما باور كنید كه در درون این جواهرات ،تشعشعات مخرب وجود دارد . این درخت جواهرات می خواهد شما را به خود جذب كند و از شما سوء استفاده كند ، می گوییم او كه خودش بزرگترین و با عظمت ترین سرمایه ها را در اختیار دارد یكی از میوه های آن از هزار سال زحمت شخصی مثل من بسیار پربها تر است . و وقتی می گوید و پاسخ های روشن و محكم را می شنود دست آخر داد و فریاد راه می اندازد ،فحاشی می كند ، توهین می كند ، هرچه به دهنش می آید می گوید ، سرخود را به این طرف و آن طرف می زند ، هر اتهامی را كه بلد است طرح می كند ، تناقض گویی و آشفته گویی می كند ، بدون آنكه بداند به اراجیف و پرت و پلاگویی مبتلا می شود ، دست آخر وقتی روی سینۀ‌ او را می خوانیم و كارت شناسایی اش را می بینیم متوجه می شویم كه مأموریت او ، ضمانت زندگی و حیات اجتماعی او ، مزدی كه می گیرد و كلاً همۀ زندگی خفت بار و ننگین او در یك مأموریت خلاصه می شود : هر جا جواهری یافتی آن را زیر خاك كن یا در باتلاق بینداز تا كسی آن را نبیند و جذب آن نشود تا بلكه همه جذب خود ما بشوند و جواهرات را از خود ما بخواهند چون ما باید تنها مغازه ای باشیم كه می تواند جواهر عرضه كند ، آنهم جواهرات ساخت خودمان نه هیچ كس دیگر . بَدَلی بودنش مهم نیست .بی ارزش بودن اش هم مهم نیست . این مهم نیست كه با اولین سنگ محك ها ، شیشه بودن آن معلوم شود . چیزی كه مهم است این است كه همه باید فقط از ما بخرند پس نباید بگذارید هیچ جواهردیگری وجود داشته باشد . هر چه بود همه جا شایع كنید كه این جواهر نیست ، سنگ معمولی یا سنگ خطرناك است و دروغی است . اگر هم خدای ناكرده خدای ناكرده روزی با درخت جواهر برخورد كردید ، هر طور و از هر راهی جوانمردانه یا ناجوانمردانه ، راهِ باشرفانه یا بی شرفانه ، از هر راهی و با هر دروغی توانستید آن را از بین ببرید. اگر نتوانستید از بین اش ببرید لااقل كاری كنید كه كسی سراغ آن نرود و دیگر كسی آن را نخواند.
وقتی به جملات این كارت شناسایی دقیق تر می شوید این عبارات را می بینید:‌ اداره ادیان (برآیند چهار نهاد بزرگ امنیتی، فرهنگی و مذهبی). مریدان سعید اسلامی (امامی). القاعده فرهنگی.
 
منصورون – فرزندان ایلیا

به اشتراک گذاری این مطلب

DeliciousDiggFacebookGoogle BookmarksBalatarinTechnoratiTwitterLinkedIn