خطا
  • JUser: :_بارگذاری :نمی توان کاربر را با این شناسه بارگذاری کرد: 44


روش ده انگشتى - فرم ده هفتم

در نظام تفكر متعالى و نظام‏هاى دیگر، روش‏هاى بسیارى براى اندیشیدن و من‏جمله تصمیم‏گیرى وجود دارد كه بعضاً پیچیده یا ساده هستند. در نظام تفكر متعالى، روش‏هاى تفكر، تشخیص و تصمیم‏گیرى در یكى از دو روند ظاهر یا باطن‏گرا جاى مى‏گیرند. بنابراین در این نظام، دو جریان تفكرى وجود دارد. جریان تفكر ظاهرگرا كه براساس واقعیت‏هاى محسوس و قابل تشخیص حركت مى‏كند و تفكر باطن‏گرا كه اتكاء اصلى آن به اسرار و ناشناخته‏هاست.


 در نظام تفكر متعالى توصیه مى‏شود كه براى حل مسائل ظاهرى از تفكر ظاهرگرا و براى حل مسائل باطنى از جریان‏باطن‏گرا استفاده كنیم اما در صورتى كه بخواهیم الزاماً به كامل‏ترین شیوه ممكن عمل نماییم لازم است این دو جریان را توأماً بكار ببریم كه اصطلاحاً Zیا امگا(به معنى آخرین و تمام‏كننده) خوانده مى‏شود...
 انتخاب و تصمیم‏گیرى یكى از ساده‏ترین و در عین حال پیچیده‏ترین كارهاست. سادگى آن زمانى است كه فقط بخواهیم تصمیم بگیریم و اثرات و پیامدهاى آن از نظر ما مهم نباشد. همچنین تصمیمى كه متضمن رسیدن به نتیجه مطلوب و حصول موفقیت نباشد. در چنین شرایطى مى‏توانیم در هر لحظه یك تصمیم و در یك روز هزاران تصمیم بگیریم. اما وقتى كه ضرورت انتخاب درست، تصمیم هماهنگ، تحقق شرایط مطلوب و نتیجه موفق به میان مى‏آید به تناسب این ضرورت، ممكن است روند تصمیم‏گیرى پیچیده‏تر و دقیق‏تر شود...
 على رغم خطرات زیادى كه تصمیم‏گیرى و انتخاب ممكن است به دنبال داشته باشد، براى زندگى در این جهان ما ناگزیر از آن هستیم و حالا كه تصمیم گرفتن اجتناب‏ناپذیر مى‏باشد، ضرورى است كه با بهترین روش ممكن به آن بپردازیم. یكى از عملى‏ترین و كاربردى‏ترین متدهاى تصمیم‏گیرى سیستماتیك روش ده انگشتى مى‏باشد كه مطابق بیان دوم(13) ایلیا(م) به آن »هفت دهم« گفته مى‏شود.
 آنچه در اینجا به عنوان روش ده انگشتى (فرم هفت دهم) مى‏آید درواقع خلاصه‏اى از فرم و روش مذكور است. در مشروح این روش، شاخه‏ها و نكات فرعى زیادى وجود دارد كه در این خلاصه نیامده است.
 
 1 - تعریف هدف - هدف چیست و داراى چه مشخصاتى است؟
 (یا)قصدهاى من از این تصمیم‏گیرى چیست؟
 (یا) وضعیت مطلوب موردنظرم كدام است؟
 
 2 - شناخت مسئله - مسئله (موضوع تصمیم‏گیرى) چیست و چه ابعاد و زوایایى دارد؟
 
 در اینجا به ترسیم واضح صورت مسئله مى‏پردازید و ابهاماتى را كه پیرامون آن وجود دارد، روشن مى‏كنید. »خوب پرسیدن نیمى از دانستن است« بنابراین باید مسئله را به خوبى و به وضوح مطرح كنید تا رسیدن به جواب آسان‏تر شود. مسئله را به شكل‏هاى مختلفى مى‏توانید مطرح كنید. گاهى همین كار، به وضوح بیش‏تر منجر مى‏گردد. در مواقعى هم لازم است مسئله را خرد یا آن را با یك مسئله بزرگ‏تر تلفیق كنید...
 زمانى اقدام به تصمیم‏گیرى و حل مسئله كنید كه شرایط آن تا حدى كه كفایت مى‏كند برقرار باشد. مثلاً اطلاعات ضرورى پیرامون موضوع را در اختیار داشته باشید.
 
 3 - حدس‏زنى راه‏حل‏ها (گزینه‏یابى( - )براى حل این مسئله) چه كارهایى مى‏توانم بكنم؟
(یا) راه‏حل‏هاى ممكن و احتمالى كدام است؟
 
 غالباً افراد در برخورد با راه‏حل‏ها به اولین چیزى كه به ذهنشان مى‏آید عمل مى‏كنند. در بسیارى از مواقع اولین چیزى كه به ذهن مى‏آید سطحى، شرطى شده، القایى (از جامعه) و خالى از دوراندیشى است بنابراین در این مرحله بجاى انتخاب فورى یك راه حل، حداكثر امكانات دیگر را جستجو و معلوم كنید. هر ایده‏اى را كه ممكن است(هر چند با احتمالى ضعیف) راه حل مسئله شما باشد یا به حل آن كمك كند، مشخص نمایید. حتى اگر راه‏حل‏هایى مسخره و خنده‏دار اما نسبتاً عملى به ذهنتان مى‏رسد، در فهرست قرار دهید. در این مرحله، از خلاقیت خود حداكثر بهره‏بردارى را داشته باشید(14). بدون آن كه گزینه‏هاى احتمالى را مورد بررسى دقیق قرار دهید، هر ایده‏اى را كه ممكن است جوابى در آن باشد، لیست كنید.
 
 4 - انتخاب بهترین راه - بهترین راه‏حل كدام است؟
 
 حالا به ارزیابى كلى ایده‏ها بپردازید. درباره هر ایده، جنبه‏هاى مثبت و منفى آن را ببینید. مى‏توانید این كار را با سؤال چرا بله (و) چرا نه انجام دهید.
 گزینه‏ها را با توجه به هدف و وضعیت مطلوب موردنظر خود محك بزنید. ببینید با شرایط شما و آنچه مى‏خواهید، تا چه حدى همخوانى و تناسب دارند و این بررسى كلى و اولیه را نسبتاً سریع انجام دهید و متناسب‏ترین و بهترین راه حل را انتخاب كنید.
 
 5 - بررسى بهترین راه حل - آیا این بهترین راه حل است؟
(یا) چرا این كار را انجام دهم و چرا نه؟
 (یا) چرا بله و چرا نه؟
 
 در این ارزیابى اختصاصى كه مشروح‏تر و دقیق‏تر از بررسى كلى گزینه‏ها مى‏باشد، پیامدهاى مثبت و منفى راه حل انتخابى را معلوم كنید. اگر توانستید تدابیر لازم را براى جبران پیامدهاى منفى احتمالى، اتخاذ كنید یا آن كه این پیامدهاى منفى را تا حدى كه ارزشش را داشته باشد، پذیرفتید، به مرحله بعدى وارد مى‏شوید، در غیر این صورت دوباره به سایر گزینه‏هاى ممكن (مربوط به مرحله قبل) مى‏اندیشید با این قصد كه یا از تلفیق آن‏ها با راه‏حل انتخابى بهره ببرید یا راه‏حل دیگرى را انتخاب كنید.
 
 6 - بازنگرى هوشمندانه - آیا روند طى شده هوشمندانه و واقع‏بینانه است؟
(یا) آیا كار(انتخاب‏ها و بررسى‏ها...) به درستى انجام شد؟
 (یا) بر سیر مراحل كار چه نقص‏هایى وارد است؟
 
 در صورت عدم اطمینان كافى از وجود عنصر هوشیارى (كه واقع‏بینى نیز یكى از ویژگى‏هاى آن است) در روند مراحل طى شده، لازم است حداقل یكبار به بازبینى و كنترل سیر كارى انجام شده، بپردازید و آن را با هوشمندى و واقع‏بینى از نظر بگذرانید. باید مطمئن شوید كه عبور مراحل مذكور درست بوده و طى آن اشتباهى صورت نگرفته است.
 
 7 - مشورت نهایى - از دیدگاهِ تو، تصمیم من چطور است؟
 
 مشورت‏اندیشى یكى از شاخه‏هاى تفكر متعالى است كه به شاخه‏هاى فرعى متعددى تقسیم مى‏شود. این مشورت مى‏تواند درونى یا بیرونى باشد. همچنین طرف مشورت مى‏تواند یك فرد یا افرادى معلوم و یا چیزهاى دیگرى باشد. در تفكر متعالى، قلب و روح، جسم و جهان، سرنوشت و آینده، تاریخ و گذشته، نابودى و مرگ، ارواح و نورها، زمین و آسمان، علائم و نشانه‏ها و حتى حیوانات و طبعیت مى‏توانند در »شرایط متناسب با موضوع« مورد مشورت قرار گیرند. براى این كار روش‏هایى وجود دارد كه شرح آن خارج از این مبحث است. اما عملى‏ترین و آسان‏ترین روش فعلى، مشورت با »مشاوران صلاحیت‏دار« است. چنین افرادى مى‏بایست داراى علائم معلومى باشند كه از جمله ضرورى‏ترین آن‏ها مى‏توان به دانایى و تجربه بیش‏تر (در موضوع)، عدم غرض‏ورزى و داشتن حسن نیت و قابل اعتماد بودن اشاره كرد.
 بعد از مشورت و تثبیت بهترین راه حل، مى‏بایست به طراحى برنامه و انتخاب بهترین روش اجرا دست بزنید. در درس‏هاى بعدى به موضوع مشورت و برنامه‏ریزى نیز مى‏پردازیم.

به اشتراک گذاری این مطلب

DeliciousDiggFacebookGoogle BookmarksBalatarinTechnoratiTwitterLinkedIn