به روایت ال یاسین

ال یاسین از گروهها و طیف های مختلفی تشكیل شده است. من شروع شكل گیری جمعیت و چگونگی آن را نمی دانم اما از مقطعی در جریان تغییرات آن قرار داشتم.

اولین طیف هایی كه در ال یاسین با آنها آشنا شدم گروههایی مانند حم(حا میم)، طور، سینا، منصورون، زلزال، قدر و ظهی بودند. این گروهها سالها قبل از شكل گیری دوره های عمومی و آغاز سخنرانی های استاد وجود داشتند و من هم با جزئیات آن آشنایی نداشتم. هر كدام از آنها منشور و قوانین خاص خود را داشتند. سنخیت آنها غیرعمومی و خاص بود بنابراین بعنوان مثال یك عضو حم تحت هیچ شرایطی نباید بعنوان حم فعالیت رسمی می داشت و به عبارتی فعالیت آنها غیرعلنی بود. زمینه های فعالیتی هم، اكثراً تمرینات و فنون و اِعمال روش های روحی و روح زایی بود.
این طیف غالباً زیر نظر ایلیا فعالیت داشتند. اما افراد دیگری بودند كه در راهبرد و راهنمایی طیف ها نقش تعیین كننده ای داشتند، مثل استاد منصور و بقیه.
هر كدام با وجود اشتراك، حیطه های اختصاصی خود را داشتند اما بطور كلی فعالیتها باطنی وباطن گرا بود...
بعد از برگزاری  دروه های عمومی تعلیم و شروع سخنرانی های استاد ایلیا «میم» از سال 1375 به این طرف، قرار شده این گروهها به تدریج دارای قرینۀ بیرونی شوند. وظیفۀ من در این خصوص تعریف شده بود... اولین گروههایی كه در بیرون، بعنوان سطح آشكار ال یاسین بوجود آمد گروههای یاسین و قدر بودند. به تدریج قرینه های گروههای دیگر هم لااقل در سطح كمی شكل گرفت. بنابراین گروههای سینا و ظهی و بقیه هم دارای وجه آشكار و اجتماعی شدند.
اصلی ترین و مهم ترین كار طیف ها و گروههای فعالیتی ال یاسین تحقیقات بود. تحقیقات و مطالعات نظری و تئوریك یا تحقیقات و تمرینات و مشاهدات عملی. هر كدام از طیف ها خودش شامل چند گروه می شد. بعنوان مثال طیف قدر شامل چهار گروه قدر می شد كه به آنها قدر یك، دو، سه و چهار می گفتیم. طیف قدر عموماً با موضوعاتی در زمینۀ مفاهیم الهی، نماز،‌ ارتباط الهی،‌ ذكر، ایمان به خدا، تسلیم و خدمتگزاری و مقوله هایی از این دست فعالیت می كرد. گروههای مختلف طیف قدر، در زمینه های بسیاری تحقیق و مطالعه می كردند كه البته بخش اعظم این تحقیقات و مطالعات همان مفاهیم بنیادی قرآن و اصول الهی بود.
محصول كار آنها تعداد زیادی كتاب شده بود كه متأسفانه چاپ و انتشار آنها متوقف مانده بود، چون به این كارها مثل محصولات كاری گروههای دیگر یا مجوز نمی دادند یا به سختی مجوز می دادند و تازه اگر هم كارهایشان چاپ می شد فشارها و تهدیدات از جانب نیروهای خاص افزایش پیدا می كرد. ناشرینی هم كه آثار محققان ما را چاپ می كردند عموماً یا با مشكل مواجه می شدند یا پروانۀ كاریشان توقیف می شد. حتی كتابفروشی هایی هم كه آثار ال یاسین را می فروختند با مشكل مواجه می شدند مخصوصاً وقتی كه اثری در ارتباط مستقیم با استاد منتشر می شد.
طیف دیگر پیام ها بودند. پیام ها كسانی بودند كه آموزش تدریس و سخنرانی می دیدند. پیام ها هم چهار گروه بودند. عمده ترین فعالیت پیام ها، تمرینات تدریس و سخنرانی بود. البته بین گروهها و طیف های مختلف وجود اشتراكات، طبیعی بود و این احتمال همیشه وجود داشت كه عضو یك طیف یا گروه ممكن است از زاویه ای در یك گروه دیگر هم باشد.
یكی از طیف های عمده و بزرگ بچه ها، یاسین بود كه البته خیلی ها یاسین را با ال یاسین یكی می گرفتند كه درست نبود. هر چند به دلیل طیف یاسین، گاهی خود من هم این دو عبارت را به یك معنا به كار می بردم. طیف بزرگ یاسین هم از تعداد قابل توجهی گروه به وجود آمده بود. بطور كلی در رأس هر گروه یك شورای مركزی وجود داشت و در رأس هر شورای مركزی یك مسئول. مسئول هر گروه از مرجع بالاتر و گاهی از طرف خود استاد معرفی می شد و اگر امكان رأی گیری وجود داشت، حتماً رأی گیری انجام می شد و اعضا می بایست تكلیف نهایی را معلوم می كردند. در مواردی هم پیش می آمد كه نظر افراد منطبق با نظر مرجع بالاتر نبود، در این صورت یا نفر دیگری معرفی می شد و یا اینكه خود شورای مركزی رأساً دست به انتخاب مسئول می زد. اگر هم اكثریت شورای مركزی در مقطعی از زمان به این نتیجه می رسید كه باید مسئول عوض شود، در اكثر مواقع این اتفاق از طریق یك رأی گیری یا مستقیماً با دخالت مرجع بالاتر رخ می داد.
فعالیتهای طیف یاسین متنوع تر و گسترده تر از فعالیتهای طیفهای دیگر بود. بعبارتی گروههای دیگر دارای محوریت متمركزتری بودند اما در یاسین تنوع بالایی وجود داشت. بعضی از گروههای یاسین عبارت بودند از: انجمن متفكران و محققان با گروههای فرعی تر مانند مركز مدیریت حرفه ای، گروه تفكری طارق، نشریۀ تفكر متعالی و حركت دهندگان، محور تحقیقاتی و مطالعاتی تفكر و مدیریت؛ و بنابراین عمدۀ فعالیتهای این گروه در زمینه های آموزشی تفكر و مدیریت بود. آنها حتی برای مدیران دولتی، مدیران كارخانجات، بانكها و دیگر ادارات،‌ جلسات آموزشی تفكر و مدیریت داشتند. پایۀ این آموزش ها هم، آموزش هایی بود كه استاد در زمینۀ تفكر داده بودند و آن دربارۀ سوال سازی، روش های تصمیم گیری، حل مسئله و برنامه ریزی بود. آقای صورتی، مهندس همتی، مهندس سلطانعلی، مهندس پناهپور و مهندس جمیلی از جمله اعضای مركزی تر این گروه بودند.
هر یك از گروههای یاسین دارای تشكل ها و ngo هایی در سطح جامعه بودند و فعالیت رسمی و اجتماعی معلومی را دنبال می كردند. هر گروه در یك یا چند پروژۀ مطالعاتی و تحقیقاتی فعالیت داشت. اگر امكانش وجود داشت هر گروه برای خودش یك نشریۀ‌ رسمی با مجوز دولتی داشت. نشریه های هنرهای زیستن، علوم باطنی، هنر زندگی متعالی، علم موفقیت، اخبار كودكانه و نیز حركت دهندگان و تفكر متعالی، هركدام به یك گروه، با یك محور غالب تحقیقاتی و مطالعاتی تعلق داشت.
ایلیا بیش از دویست پروژۀ تحقیقاتی و مطالعاتی را در طیف یاسین، قدر و گروههای دیگر فعال كرده بود و بنابراین هر گروه یا هر چند نفر در یك محور یا موضوع خاص مشغول تحقیق و مطالعه بودند. گاهی ظاهر فعالیت گروههای مختلف با هم تفاوت زیادی داشت. یك گروه در زمینۀ نشر كتاب عمل می كرد. آنها تعدادی موسسۀ انتشاراتی بودند. مثل نشر تعالیم حق، نشر حم، نشر والسماء و نشر یاهو. یك گروه دیگر دربارۀ انواع جریانات معنوی و باطنی،‌ دربارۀ فرقه ها فعالیت مطالعاتی و تحقیقاتی داشت. گروه دیگری كارش این بود كه هدایا، پول یا گوشتهای قربانی را بین مردم نیازمند تقسیم می كرد. كار گروه جبهۀ طبیعت،‌ ایده پردازی، ایده یابی و ایده دهی دربارۀ مسائل زیست محیطی و طبیعت بود. گروه حزب الله سعی داشت كه ایده ها و تئوری هایی را مطرح كند تا بتواند حركت حزب الله را نرم، راهبردی و در واقع نرم افزاری كند. البته این گروه [حزب الله] در همان سالهای اول تعلیمات عمومی منحل شد. یك گروه مشغول تحقیق و مطالعه در بارۀ‌ جذابیتهای قرآن، ابعاد و عظمت آن و جنبه های خاص آن می شد و گروه دیگری دربارۀ‌ روشهای تفسیر قرآن و متون مقدس كار می كرد. در همان زمانی كه عده ای مشغول تحقیق در بارۀ لااله الا الله بودند و ابعاد علمی و عملی آن را دنبال می كردند، گروه تحقیقاتی دیگر داشت دربارۀ جنبه های پلورالیزم و تكثیرگرایی تحقیق می كرد. جمعی تلاش می كردند تا بگویند قرآن یك پدیدۀ علمی است و جمعی دیگر، بر روی جنبه های باطنی قرآن و ابعاد باطن گرای آن مطالعه می كردند. بچه های نشریه علوم باطنی كه سردبیر آن خانم میترا صالح زاده بود، این نگاه را بیشتر دنبال می كردند. بچه های نشریه علم موفقیت كه خانم خوشابی و زندی مسئولیت آن را بعهده داشتند، از بعد روابط اجتماعی و متمایل به روانشناسی، موضوعات را پی می گرفتند. نشریۀ حركت دهندگان، پدیده های سیاسی- اجتماعی را رصد می كرد و كار آنها بسیار مورد توجه بعضی از كارشناسان برجسته قرار گرفته بود. مخاطب نشریات تفكر متعالی و حركت دهندگان، بیشتر، افراد خبره و آگاه بودند. در همین حال برای كودكان و خردسالان هم نشریه اخبار كودكانه را داشتیم. برای جوانان و عموم مردم هم نشریاتی داشتیم مثل علم موفقیت و هنرهای زیستن.
اما وقتی كه برخوردها و فشارهای اجتماعی با نیروهای ال یاسین و در واقع با ایلیا «میم» شدت گرفت، اكثر ngo های ما را با بهانه های بظاهر مختلف اما در معنا یكسان، تعطیل كردند. به هر جایی كه مراجعه می شد جواب روشنی نمی دادند اما زمزمه وار این پیغام را می رساندند كه اصل موضوع یك چیز است، شما وابسته به رام الله هستید. شاگردان رام الله هستید و او شما را خط می دهد و راهبرد می كند. می گفتند و در این اواخر صریحاً می گفتند اگر می خواهید به شما اجازۀ فعالیت بدهیم یا حتی امكانات در اختیارتان بگذاریم باید از رام الله جدا شوید. اما این حرف متناقضی بود. مثل اینكه بگویند یك رودخانه باشد اما سرچشمه اش نباشد. یك بدن می تواند وجود داشته باشد اما سر آن را باید جدا كرد.
این خواسته عملاً غیرممكن بود. بوجود آوردندۀ اصلی همۀ این طیف ها، ساختارها و تشكل ها خود ایلیا بود. او اینها را كاشته بود،‌ به نهال تبدیل كرده بود و به ثمر رسانده بود. حتی اگر یك روز مراقبت و توجه خود را قطع می كرد همه چیز به اوج آشفتگی و ناهماهنگی می رسید. باغبان این باغ ایلیا بود. روح این بدن و سر او، خودش بود. چطور ما می توانستیم این را نه تنها اجرا بلكه حتی تصور كنیم. تسلیم و خدمتگزاری را خود ایلیا به ما آموخته بود و اگر هویت تسلیم و خدمتگزار نبود، اگر بچه ها كار را بعنوان خدمت الهی انجام نمی دادند، كسی حاضر نبود قدم از قدم بردارد. ما تفكر و تحقیق را از او آموخته بودیم. راهبرد و مدیریت را او تعلیم داده بود و آموخته های زنده و حقیقی ما هر چه بود از او بود. حالا شرط فعالیت اجتماعی ما را یك چیز گذاشته بودند: از معلم خود جدا شوید. كسی را كه به شما زندگی دوباره داده و آن را قوت می بخشد، رها كنید و این غیر ممكن بود و غیرممكن است.
منبع: آمین 1 ( ایلیا، خدا با من است)

به اشتراک گذاری این مطلب

DeliciousDiggFacebookGoogle BookmarksBalatarinTechnoratiTwitterLinkedIn